شکلات مغزدار
یک شکلات ساده و خوشمزه
که در اون مواد ساده ای استفاده میشه ،نیازی به فرو پختن نداره(قابل توجه عزیزانی که مثل من همیشه دستشون با فر میسوزه
)،امکان نداره موقع استفاده از فر دستم نسوزه حتی اگر از دستکش استفاده کنم.
مواد لازم:لطفا جدی باشید.
1-شکلات تخته ای:500گرم
2-کره:50گرم
3-بیسکوئیت (ترجیحاٌ پتی بور یا پتی مانژ)نصف بسته
4-مغزفندق خرد شده:100گرم
5-کاغذ روغنی چین دار:1بسته(ازهمون کاغذهاکه برای کیک یزدی از سایز بزرگش استفاده میشه)
روش تهیه:
خیلی راحته ،اول شکلات تخته ای را خرد می کنیم وبا کره به روش بن ماری ذوب می کنیم (یعنی شکلات و کره را در ظرف فلزی می ریزیم-کتری را روی حرارت می گذاریم و ظرف حاوی شکلات را روی کتری در حال جوش قرار می دهیم ،شکلات با حرارت غیر مستقیم ذوب میشود.)
بیسکوئیت و فندق را ریز خرد می کنیم و به شکلات ذوب شده اضافه می کنیم و به آرامی مخلوط می کنیم(زیاد مخلوط کردن باعث سفت شدن مواد می شود و شکل دهی به شکلات مشکل می شود). کاغذ روغنی ها را از هم جدا کرده و در سینی بزرگی می چینیم ،یک قاشق مربا خوری از مواد بر می داریم و به کمک قاشق دیگر مواد را در کاغذ روغنی قرار می دهیم .سینی شکلاتها را در یخچال می گذاریم تا شکلاتها خنک شود.
نکته:دراین نوع شیرینی می توان از مغز بادام و پسته هم استفاده نمود.
تقدیم به همه دوستان شکلاتی خودم
خرافات:

*موقع خواب جوراب بالای سرتان نگذارید چون کابوس خواهید دید.
* خوب معلومه که بوی نا مطبوع جوراب(آن هم از نوع مردانه اش)باعث پریشان احوالی می شود.
*شبها از سوت زدن خودداری کنید چون مرده هابیدار می شوند.
*نه جونم اونکه این خرافه را به وجود آورد از سوت زدن بچۀ همسایه وقت خواب عصبانی بوده و برای ترساندن او این خرافه را به وجود آورده .
*در کفش مهمان اگر نمک بریزید زودتر می رود .
*اینو راست میگن چون قلبش توی کفشش است و با نمک قلبش شور می زند و به خاطر اینکه بوی پاهایش بیشتر به مشام نرسد زود بلند می شود و میرود .
*اگر آئینه ای بشکند تا هفت سال بد شانسی می آورد.
*آئینه که بشکنه خانم خونه دیگه خودشو نمی بینه و تا هفت سال به خیال اینکه هنوز جوان و خوشکله غر میزنه و قیافه اش را به رخ آقا می کشه.
*اگر دمپایی بر عکس بشه دعوا می شه .
*حتما یه بابایی رو دمپاییش حساس بوده ،دمپاییش بر عکس روی زمین میفته ، حال بلند شدن از جاش رو هم نداشته ،از خواهر و برادرش می خواد تا دمپایی را بر گردانند ،ولی آنها این کار را نمی کنند ،از این رو آن بابا به جان خواهر و برادرش می افتد و اعضای خانواده دمپایی چپ شده را نماد جنگهای خانگی می دانند.
*اگه شب ، هنگام خواب کسی در آئینه نگاه کند دیوانه می شود.
*به خاطر اینه که شبها ،اوه اوه چشمتان روز بد نبینه از خستگی چشمها پف کرده و قرمز،لب و لوچه آویزان ،مقداری از آب دهان مخلوط با خمیر دندان دور دهان چسبیده ....خوب معلومه آدم دیونه می شه .
*اگر تمام مطالب این وبلاگ را بنویسید و با خود داشته باشید تا چهل روز دیگه یه پول قلمبه به دست می آورید .
*خوب معلومه برای به دست آوردن پول حاظریم 7جلد (غرش طوفان) را رونوشت کنید و به بازوی راستمان ببندیم.
حالا دستت بده فالت بگیروم.
به خدا فقط خدا اینا همش حرفه –کمک خواستی خدا و قرآن هست .
«از سر عشق تا جنون»
امشب صوفی شده ام
مست و قلندر شده ام
بی سر و سامان شده ام
یک منِ دیگر شده ام
عقل چه است؟ یار کو؟
شور منم، فال کو؟
از سر عشق تا جنون
سنگ شدم چون سکون
کور شدم راه کو؟
صوفی عیّارکو؟
27/1/81 ونوس مرداسی
الان در سال 2009 هستی؟؟ چه جوری میفهمی که
1) You find out that your family that is not more than 3 people have
4 or 5 mobile telephone numbers.
میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط یهو نگاه میکنی
موبایل دارن
2) You send an Email to a work colleague even though he/she is
sitting at a desk right next to yours.
نشسته واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو
3) Your relationship with family members and friends that have no
Email gets worse and you hardly contact them.
دوستانی که آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره و رابطه ات با اقوام و
ارتباط داشته باشی تو به سختی میتونی باهاشون
4) You park your car outside your house then use your mobile to
phone the house to ask for assisstance with carrying the shopping in.
شما ماشینتون رو جلوی خونه تون پارک میکنین .بعدش موبایلتون رو در
میارین و به خونه زنگ میزنین که بیان کمک و چیزایی که خریدین رو از
پیاده کنن ماشین
5) Every TV advert has an internet address at the bottom of the
screen.
هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم زیرش داره
6) Leaveing the house without taking your mobile phone with you
makes you really stress and rush back to pick it up even though you
managed to live without one for 20 or 30 years of your life.
داشتن موبایلتون ترک میکنین باعث میشه استرس تمام وقتی خونه رو بدون همراه
عجله برگردین خونه تا ورش دارین در حالی وجودتون رو بگیره و دوباره با
عمرتون رو گذروندین که قبلا و بدون هیچ مشکلی بدون موبایل 20-30 سال از
8) As soon as you wake up in the morning you check the internet even
before you have your coffee.
صبحها قبل از خوردن چایی و قهوه تون تا بلند میشین اولین کاری که
میکنین سر زدن به اینترنت هست
9) You are now reading this, smiling and shaking your head.
میدین و لبخند شما الان در حالی که این ایمیل رو میخونین سرتون رو تکون
میزنین ..
10) You are so busy reading this that you did not even notice that this list has no number 7.
خوندن این ایمیل بودین که حتی توجه نکردین که این لیست و این قدر سرگرم
شماره 7 نداشت .
11) You went back up to check that there is no number 7.
دوباره برگشتین تا چک کنین که شماره 7 رو داشته یا نه؟ شما
12) I am sure if you scrolled up that you will find number 7, its
just that you didnt notice it.
و من مطمئنم که اگه شما دوباره به بالا برگردین حنما شماره 7 رو پیدا
میکنین ..این مال اینه که شما بهش توجه نکردین
13) You scorlled up again but you did not find number 7. I am making fun of you of course; this goes to show that you have no trust in yourself and that you believe anything said to you.
پیدا نمیکنین .. البته شما دوباره بر میگردین بالا ولی باز هم شماره 7 رو
خودتون هم اعتماد که من با شما شوخی کردم و این نشون میده که شما به
میکنین نمیکنین و هرچی بقیه بگن باور
ناتوان ترین مردم کسی است که در دوستیابی
ناتوان است ، و از او ناتوان تر آنکه دوستان
خود را از دست بدهد.
از فرمایشات مولی متقیان علی (ع)
«نامه های عاشقانۀ یک الهه»
سلام به تنها آدونیس :
می دانم که حالت خوب است ،که اگر بد بودی در خواب می دیدمت. عادت کرده ام که در خواب جویای احوالت شوم ،حتی حرفهای دلم را هم می خواهم درخواب به تو بگویم واین نوشتنها برای آن است که وقتی بیدارم، تو را نمی بینم وچقدر دلم برایت تنگ می شود .کاش می شد همیشه بخوابم .آدونیسم هرگاه می خواهی در خواب به من بگوئی "دوستت دارم " از خواب بر می خیزم ،به هم می نگریم ،برای هم می میریم بی آنکه ابراز کنیم.نگاهمان در هم گره می خورد ،مغرورانه سکوت می کنم تا شاید جمله اول را تو بگوئی ،مثل قبل لبخند بر لبانت است ،ولی تو هم سکوت می کنی و می دانم پشت لبخندت جمله ای زندانیست که می خواهی در بیداری آن را با کبوتر سفید عشق آزاد کنی . نمی دانم قلعه زیبایمان هنوز پا بر جاست یا نه ،نرگس هایش را آبیاری می کنی ؟ غروب که می شود پرده های صورتی را کنار می زنی تا نور کمرنگ آفتاب در تالار بزرگ قلعه جان دهد ؟....نه ...آخرین باری که قلعه را دیدم روزی بود که اِلیس به قلعه ما آمد و با حسرت و کینه دیوار سبز ما را خراب کرد و یک دنیا فاصله بین من و تو قرار داد .آه ...آه ...آه چقدر نفرینمان کرد که حتی در خواب هم نمی توانیم با هم حرف بزنیم وخدا از ما این پیک را نگیرد.دوستت دارم نه آنگونه که هر عاشقی معشوقش را.بدرود ولی نه برای همیشه.30/10/86روزی که خدا من را برای نوشتن آفرید.